السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

180

جواهر البلاغة ( فارسى )

دربارهء تقسيم استعاره به لحاظ پيوند با چيز مناسب يا عدم پيوند با آن است . استعاره به اعتبار ذكركردن چيزى كه مناسب با مستعارمنه است يا به لحاظ ذكر چيزى كه سازگار با مستعارله است يا با توجه به همراه نبودن چيزى كه با يكى از آنها تناسب داشته باشد به سه قسم تقسيم مىگردد : مطلقه ، مرشحه ، مجرده . الف - فالمطلقة : هى التى لم تقترن بما يلائم المشبّه و المشبّه به نحو « يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ » الف - مطلقه ، استعاره‌اى است كه همراه چيزى كه با مشبّه يا مشبّه‌به متناسب است نباشد . مانند : « يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ » « 1 » پيمان خداوند را نقض مىكنند . در اين آيهء شريفه « ينقضون » استعارهء براى « يبطلون » آورده شده و چيزى مناسب با مستعارله و مستعارمنه در كلام نيامده است . او ذكر فيها ملائمهما معا كقول زهير : يا در آن استعاره ، هم چيزى مناسب با مستعارمنه و هم چيزى سازگار با مستعارله ذكر شده باشد ؛ مانند سخن زهير : لدى اسد شاكى السّلاح مقذّف * له لبد اظفاره لم تقلّم پيش شيرى كه سرتاپا مسلح و جنگ‌آزموده است داراى يالهاى بر شانه ريخته است و ناخن‌هايش گرفته نشده . توضيح : « اسد » : استعاره براى مرد شجاع است . « شاكى السّلاح » : كسى كه سرتاپا مسلّح است . « مقذّف » : جنگ‌آزموده ، در تنگناها افكنده شده . « لبد » : بر وزن عنب ، موها و يالهاى شير است كه بر شانه‌هايش مىافتد . « لم تقلم » : گرفته نشده ، قطع نگشته . استعار الاسد للرّجل الشجاع و قد ذكر ما يناسب المستعار له فى قوله : « شاكى السّلاح مقذّف » و هو التجريد ثم ذكر ما يناسب المستعار منه فى قوله : « له لبد اظفاره لم تقلم » و هو الترشيح و اجتماع التجريد و الترشيح يودّى الى تعارضهما و سقوطهما . فكان الاستعارة لم تقترن بشىء و تكون فى رتبة المطلقة . شاعر « اسد » را براى مرد شجاع استعاره آورده است و « شاكى السّلاح مقذّف » را كه مناسب با مستعارله است ذكر كرده كه اين تجريد است ، سپس « له لبد اظفاره لم تقلم » را

--> ( 1 ) - بقره ، 27